عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت

حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت

آفتابی زد و ویرانه دل روشن کرد

لیک ، افسوس ، که زود از سر دیوار گذشت

خیره شد چشم دل از گریه مستانه او

تا زدم چشم به هم ، مهلت دیدار گذشت