عمر آن بود که در ....
عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت
حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت
آفتابی زد و ویرانه دل روشن کرد
لیک ، افسوس ، که زود از سر دیوار گذشت
خیره شد چشم دل از گریه مستانه او
تا زدم چشم به هم ، مهلت دیدار گذشت
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۸۹ ساعت 20:10 توسط امیر امامی
|
هزاران بار ما را سوخت