مرا حالا نوازش کن
منو حالا نوازش کن
که این فرصت نره از دست !
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست ;
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم ;
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم ...
هنوزم میشه عاشق بود !
تو باشی کار سختی نیست ...
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست !
نبینم این دم رفتن
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو می بوسم
می دونم قسمتم اینه
که این فرصت نره از دست !
شاید این آخرین باره
که این احساس زیبا هست ;
منو حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم ;
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم ...
هنوزم میشه عاشق بود !
تو باشی کار سختی نیست ...
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست !
نبینم این دم رفتن
تو چشمات غصه میشینه
همه اشکاتو می بوسم
می دونم قسمتم اینه
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 15:30 توسط امیر امامی
|
هزاران بار ما را سوخت