فرق تمایلات جنسی نر و ماده
این اعتراض ها رو هم توی ایران شندیم٬ هم توی خارج از کشور. توی فرهنگ شرقی بیشتر از غربی - ولی حتی در غرب هم به مردی که با زن های زیادی همخواب بشه لقب «stud» یا «ladies man» یا «player» یا «rake» یا امثال این ها رو می دن - که کلماتی عموما مثبت هستن. و به زنهایی که این طور رفتار می کنن «slut» یا کلماتی این چنینی می گن که تقریبا همگی فحش هستن.
بعضی این موضوع رو نمونه ای از «نابرابری» و «غیرعادلانه» بودن تناسبات اجتماعی می دونن. و اعتراض می کنن که: به «دخترها ظلم شده»٬ یا «زن ها باید حق خودشون رو بگیرن» و این حرفا.
ولی وقتی می شینم با خودم فکر می کنم٬ می بینم دلیل این موضوع می تونه فراتر از یه «ظلم تاریخی» باشه. شاید بهتره به ساختار طبیعی زن و مرد نگاه کنیم. وقتی آدم مشاهده می کنه که همچین سنت و رویکرد و نظری٬ در طول تاریخ در اکثر (اگر نه تمام) تمدن ها دیده می شه٬ شاید منطقی تر باشه که دنبال یک دلیل طبیعی بگرده.
من مطالعات بسیار محدودی داشتم توی این زمینه٬ اصلا هم متخصص نیستم. ولی فعلا مهمترین دلیلی که پیدا کردم رو براتون ارائه می دم. احتمال می دم بحث بالا بگیره. به همین دلیل حرف ها رو «قطعی» نمی زنم و فقط دوست دارم مطلب رو انتقال بدم.
زیست شناسی تکاملی توضیح می ده که: جنس نر هر روز میلیون ها اسپرم تولید می کنه که آمادگی بارور کردن میلیون ها تخم رو دارن. جنس ماده٬ تعداد تخمک های محدودی تولید می کنه. به عنوان مثال در انسان٬ یک زن در هر دوره ی ماهیانه فقط یک تخمک برای تولید مثل آماده می کنه. در طبیعت٬ تولید مثل «موفق» چیزی مثبت هست و ژن ها ما تربیت شده اند تا ما به دنبال تولید مثل موفقت آمیز باشیم. پس جنس نر همواره توسط ژن هاش این طور تربیت می شه که٬ تا اونجایی که می تونه اسپرم خودش رو منتشر کنه٬ تا شانس بیشتری برای لقاح تخمک و تولید مثل داشته باشه. در مقابل٬ ژن های طبیعی جنس ماده او رو این طور تربیت می کنن که فقط مرد شایسته ای رو وارد زندگیش کنه٬ تا لقاح به دست بهترین گزینه اتفاق بیافته٬ و جنس مذکر شایسته از این تخم محافظت کنه. اگر جنس ماده٬ با نرهای متفاوتی رابطه ی جنسی داشته باشه٬ احتمال این که یکی از اون ها مسئولیت تولید بچه رو بپذیره٬ و با جان و دل از اون بچه مراقبت کنه٬ کاهش پیدا می کنه. پس طبیعت به جنس ماده یاد داده که همبسترهاش رو محدود کنه
پس خانوما اینقدر به هرز پریدن آقایون غرغر نکنین
هزاران بار ما را سوخت