امروز پانزدهم دسامبر هست و مصادف با شب عاشوراست یعنی غروب روز تاسوعا ، یاد قدیما افتادم  همیشه در چنین روزایی در شهر و دیار خودمون غوغایی بود . و معمولا همه مردم سرگرم عزاداری واسه امام حسین بودند . نمیتونم بگم کار خوبی بود یا کار واهی و عبثی بود ولی هر چی که بود شور و حالی داشت که دارای مفاهیم خاصی بود . مردم میرفتند و میومدند ، دیگ و دیگچه بار میداشتند گاهی سر مسائل جزئی با هم بحث و دعوا میکردن و بچه ها لباسهای مخصوص عزاداری میپوشیدند و علی اصغر میشدند و دسته ها و گروه های سینه زنی با هم رقابت میکردند و سعی میکردن جلوی سردمداران و گاهی مقامات شهری بهتر بدرخشند که واسه اتیه احتمالی شون در اداره ای جایی دادگاهی بانکی چیزی ، امتیازی محسوب بشه

حتی اگه کار خاصی نداشتند میخواستند وانمود کنند که سخت مشغولند 


ادامه داستان .....