نه تو ميماني .....
نه تو می مانی ؛ نه اندوه ؛ نه من
و نه هیچ یک از ..... مردم این آبادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم خواهد رفت
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ....
نگرانيتان از چيست ؟ به گناهانمان معترفيم و به جبران خطا ميكوشيم
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام دی ۱۳۸۹ ساعت 2:56 توسط امیر امامی
|
هزاران بار ما را سوخت