شبه عشق
از آزادی گفتند از عشق
که حتی شبیه قطار هم نبود
چیزی مثل کارد آشپزخانه
بهره بردند از احساس شقایق و حتی دردهای مشترک
موجی شدیم
به ساحل رسیدند
ولی حالا
تنهاییم
قطار رفته است
گلوله شکوفه کرده است
آرام است دریا٬
خیلی آرام
انـــــــــــــــگار هـــــــــــرگز موجــــــــی نبوده است
هزاران بار ما را سوخت